قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1757

تاريخ الفي ( فارسى )

ابن ياقوت اين رأى را نپسنديده و خاطرنشان خليفه كرد كه اگرچه بالفعل در دار الخلافه لشكر كم است امّا با همين جماعت اگر سوار شده بيرون آيد تمامى لشكر مونس او را گذاشته به خدمت خليفه متوجّه خواهند شد . القصّه ، ابن ياقوت ، خليفه ، المقتدر باللّه ، را خواهى نخواهى از روى اكراه سوار ساخته بيرون آورد . چون صفوف جانبين آراسته المقتدر باللّه دور تر از لشكر خود بر تلّى بلند با جمعى از فقها ايستاده نظاره مىكرد و به آواز بلند مىگفت كه : هركه يك سر از مخالفان بياورد پنج دينار يابد . اگر اسيرى از ايشان بياورد ده دينار . ليكن در وقت شروع جنگ هرچند امراى خليفه سعى كردند كه خليفه در ميان صف درآيد قبول نكرد و از آن بلندى فرود نيامد . آخر الأمر ، چون مبالغه امرا از حدّ بگذشت فرود آمد . امّا وقتى بود كه لشكرش از سپاه مونس هزيمت يافته متفرّق شده بود و هيچ كس التفات به خليفه ، المقتدر باللّه ، نمىكرد . در اين اثنا ، اوّل از امراى مونس ، علىّ بن بليق به خليفه مقتدر رسيد . چون نظرش بر خليفه افتاد از اسب فرود آمده زمين ادب ببوسيد و گفت : لعنت خداى بر كسى كه خليفه را امروز از دار الخلافه بيرون آورده . پس او را به جماعتى از مغاربه سپرده خود متوجّه مونس شد كه او را خبردار كند . اتّفاقا ، همين‌كه علىّ بن بليق غايب شد همانجا جماعت مغاربه شمشيرها كشيده روى به خليفه نهادند و آن بىچاره هرچند فرياد مىكرد كه « من خليفه‌ام » ايشان در جوابش گفتند : اى فرومايه ، ما مىدانيم كه تو خليفه‌اى ، ليكن خليفهء ابليس . آيا تو آن كس نيستى كه قبل از اين به يك ساعت فرياد مىكردى كه سرى به پنج دينار و اسيرى به ده دينار ؟ القصّه ، يكى از مغاربه شمشير برآورد كه تا سينه‌اش بشكافت و ديگرى سرش را از بدن جدا ساخته بر نيزه كرد و تمامى لباس او را حتى ازار او را نيز از پاى او كشيده جسد او را برهنه در معركه گذاشته . چون مونس سر المقتدر باللّه را ديد بسيار بر خود زد و بگريست « 1 » ، امّا چون فايده نداشت ساكت شد . پس مونس سوار شده به دار الخلافه آمد و مردم را از نهب و غارت آن منع بليغ فرمود . عبد الواحد بن مقتدر ، هارون بر غريب « 2 » و پسران رائق « 3 » همه گريخته به جانب مداين رفتند . اين قضيّه در روز بيست و هشتم شهر شوّال اين سال وقوع يافت . مدّت عمرش سى و هشت سال و يك ماه و پنج روز بود و ايّام خلافتش بيست و چهار سال و يازده ماه و چهارده روز . قبل از وى هيچ يك از خلفاى عباسيّه اين مقدار خلافت نكرد .

--> ( 1 ) . و گفت : و اللّه همهء ما را مىكشند ؛ - ابن خلدون ، العبر ، ج 2 ، ص 605 . ( 2 ) . محمّد بن ياقوت نيز همراه فراريان بوده است . ( 3 ) . هر سه نسخه : واثق . الكامل ( ج 13 ، ص 270 ) : واثق ؛ العبر ( ج 2 ، ص 606 ) : رائق . به قياس با خاندان نوبختى تصحيح شد ؛ - عباس اقبال ، خاندان نوبختى ، ص 201 .